سوگل عزیزم

برای تو دخترم که تمام زندگی من هستی

 

 

طراوت بخش چون گل سوگل من

 

نوای مست بلبل سوگل من

 



[موضوع : ]
[ چهارشنبه 19 / 4 / 1392 ] [ 2:47 ] [ مامان ] [ ]
دعا كنيد


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

فقط براي اونايي كه با معرفتن!!!!




[موضوع : ]
[ شنبه 10 / 12 / 1392 ] [ 22:05 ] [ مامان ] [ ]
افتادن دندان سوگل

آهاي آهاي خبر خبر بالاخره دندون سوگل افتاددددددددددد

رفتم مدرسه دنبال سوگل كه يهو سوگل پريد جلوم و داد زد مامان مامان يه خبر خوب، دندونم افتاد ولي گمش كردم، نميدونم كجا افتاد، يهو داشتم آب ميخوردم كه متوجه شدم دندونم نيست، مامان هرجا رو با دوستام گشتيم پيداش نكرديم، يعني كجا افتاده؟ يعني قورتش دادم و متوجه نشدم؟ يعني رو زمين افتاده؟ يعني تو قمقمه افتاده؟ ولي ديدم اونجا هم نبود!!! پس چيكار كنم حالا آقا موشه راه خونه رو گم ميكنه و جايزم رو نمياره!!!!!! ( قلبقلبتعجبخندهمژه دختر منه ديگه)

خلاصه منم انداختم به شوخي كه اشكال نداره زنگ ميزنيم پليس ميگرده و پيداش ميكنه و خندش گرفت، و زنگ زد به باباش، به خاله هاش، به عمه هاش، به مادربزرگهاش، به داييهاش و به همه خبر داد كه دندونش افتادهمژه، منم باز به شوخي گفتم برات آش دندوني ميپزم كه دندونت زود در بياد، چقدر ذوق كرده بود

يعني فقط يه مادر حس ميكنه اين حس شيرين من رو، كه چقدر شيرين هستش وقتي كه حتي دندون بچه هم ميفته و آدم حس ميكنه كه بچش بزرگ شده، خدايا همه مادرها رو شاد نگه دار

اينم عكسهاش از بي دندونيش:



[موضوع : ]
[ شنبه 10 / 12 / 1392 ] [ 21:53 ] [ مامان ] [ ]
عكسهايي از سوگل

و طبق معمول اين عكسها به سفارش خود سوگلي گرفته شده و اينجا گذاشته شدهماچقلب

(راستي اين جا مدادي كه با قوطي كمپوت و پوست پسته درست شده كار خود سوگل هستش، سوگل تو طي استراحتي كه بخاطر مريضيش توي خونه داشت اين كاردستي رو درست كرده)



[موضوع : ]
[ شنبه 10 / 12 / 1392 ] [ 21:50 ] [ مامان ] [ ]
تولد زندگيمون

روز تولد تو ميلاد نور و عشق است 

براي شكر اين روز پيشاني ام به خاك است

خدارو شكر ميكنم براي اينكه اجازه ورود تو رو به زندگيم داد و با ورود تو زندگيم رنگ و جلوه ديگه اي گرفت و هر روز اين رنگ پر رنگتر و پر رنگتر از قبل ميشه، و باز هم خدارو شكر ميكنم كه تو رو دوباره به من داد و هزاران هزاران هزاران بار سجده شكر ميكنم براي عظمت و مهربوني خدا كه انقدر من و حسين رو دوست داره كه واقعاً سوگلي به اسم سوگل به ما داده، خدايا دوستت دارمممممممممممممممم عظمتت رو شكرررررررررررررررررررررررررررررررررررر

الهي من به قربونت برم كه 7 ساله شدي، الهي دورت بگردم كه بزرگ شدي، الهي من فدات بشم كه شيرينتر از قبل شدي، عمرم نفسم جيگرم زندگيم عشقم و ................................................ تا كمتر از نيم ساعت ديگه ميري تو 7 سالگي، دندون دومت هم افتاد، بالاخره موفق شدي و اين يكي رو گم نكردي و گذاشتيش زير متكّات و آقا موشه برات يه كارتون باربي هديه آورده چشمک ، دندون بالاييت هم لق شده خلاصه شدي بي دندون بي دندون انقدر بي دندون شدي كه ديگه دندوني نيست كه مسواك بزني نیشخند ايشالا به جاي دندونهايي كه افتاده و خراب بودن دندونهاي سفيد و مرتب و ناز در بياد.

عشق من اول ميخواستيم برات يه جشن تولد درست و حسابي تو خونه بگيريم ولي بنا به دلايلي نشد كه اينكار رو كنيم و قرار شد كه تولدت رو تو مدرسه بگيريم براي همين معلمت گفتش كه روز سه شنبه 15 اسفند چون جشن هفت سين دارن همراه با فيلم برداري هستش كيك بيارين كه قشنگ بشه، هم تولد سوگل هم جشن هفت سين، خلاصه به جاي 13 اسفند 15 اسفند جشن ميگيريم، از سوگل خوشگلم و از تمام افراد خانواده (هم طرف پدر و هم طرف مادر) معذرت خواهي ميكنيم چون خودشون ديگه شرايط مارو ميدونن و بايد به ما حق بدن كه اينجوري تولد گرفتيم بدون حضور محترم اونها لبخند عكسهاي تولد هم ميمونه براي اونروز (تازه فردا هم قراره سفره هفت سين رو بچينن و عكاس بياد از بچه ها با لباس محلي و يا لباسي كه خودشون دارن عكس بندازه، اونها هم كه حاضر شد ميزارم براتون، البته خودم يه پا عكاس هستم و دوربين خودم رو هم ميبرم بالاخره مادر سوگلي گفتن چيزي گفتن چشمک)

گل من بازم تولدتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت مبارككككككككككككككككككككككك



[موضوع : ]
[ شنبه 10 / 12 / 1392 ] [ 21:49 ] [ مامان ] [ ]
بالاخره عكسهاي تولد

خب دخترك خوشگل مامان بالاخره تولدت به نحو احسن تو مدرسه برگزار شد، واقعاً بهت خوش گذشت خيلي خوشحالم كه انقدر بهت خوش گذشت كه هنوزم ذوق نشون ميدي و از تولدت تعريف ميكني، الهي مامان دورت بگرده كه كلي ذوق كردي فدات بشم من عزيز دلم دوستت دارم يه عالمهههههههههه، از دوستات و عمه و دايي و خاله و مادربزرگ و آقابزرگهات هم كمال تشكر رو داريم كه برات كادوي تولد آوردن، ايشالا يه جشن مفصل بعداً تو خونه ميگيريم و اونا هم ذوق كنن

دختر گلم من و بابايي خيلي خوشحال هستيم كه انقدر تولدت بهت خوش گذشته و راضي بودي از جشنت، دست معلم و نماينده هاي كلاستون هم درد نكنه كه به خاطر تو تو جشن هفت سين كه قرار بود بگيرن سنگ تموم گذاشتن كه قشنگتر برگزار بشه، واقعاً از همشون كمال تشكر رو دارم، سوگلم اين چند وقته كه حالتم خوب نبود و از بيمارستان مرخص شده بودي با بابايي تو فكر اين بوديم كه يه كاري كنيم كه تولدت بهت خوش بگذره، خب موقعيت جور نشد تو خونه جشن بگيريم براي همين گفتيم تو مدرسه بگيريم كه با موافقت معلمتون اين كار انجام شد و چقدر هم زيبا و بياد ماندني شد، از همه ممنونم تو خوشحال كردن سوگل سهيم بودن، دوستتون داريم يه عالمههههههههههههههه ماچ



[موضوع : ]
[ شنبه 10 / 12 / 1392 ] [ 21:47 ] [ مامان ] [ ]
برف بازي سوگلم

(با كلي تأخير كه بعداً تو يه پست برات تعريف ميكنم كه چي شده)

سلام به دختر خوشگل مامان كه انقدر بزرگ شدي، دختر خوشگلم موقعي كه برف اومد شما تو بيمارستان رو تخت بودي نتونستي برف رو نگاه كني، و انقدر ناراحت بودي از اينكه ديگه برف نمياد و برف بازي نكردي و دوستات هم كه بهت تعريف برف بازي تو مدرسه رو ميكردن و شما هم بيشتر ناراحت ميشدي، تقريباً هر روز از خدا ميخواستي كه برف بياد و يه دل سير برف بازي كني، صبح بود كه از خواب بيدار شدم و ديدم كه برف اومده و زودي بيدارت كردم و دويديم پايين براي برف بازي (صبحونه هم نخوردي از ذوق پايين رفتن و برف بازي كردن) خيلي بهت خوش گذشت

ايشالا هميشه خداي مهربون نظر لطفش رو بهمون داشته باشه و هر فصل رو با بركات خودش برامون بفرسته



[موضوع : ]
[ شنبه 10 / 12 / 1392 ] [ 21:44 ] [ مامان ] [ ]
سوگل و عيد 92

دختر قشنگم سال كهنه به پايان رسيد و سال جديد رو شروع كردي با هزار شادي و خنده، كه انشااله سال شاد و پرخنده برات باشه كه خدارو شكر به لطف و مرحمت بي كرانش تا حالا هم همينجوري بوده و مطمئنم كه خواهد بود، اميدوارم كه ديگه رنگ مريضي رو نبيني و لبت خندون و خندون و خندون باشه نفس مامان و باباقلب

ماشااله انقدر بزرگ و خانم شدي كه ديگه كارهاي دكور خونمون رو خودت انجام ميدي، مثل اين يه نمونه كه چيدن هفت سين هستش، ذوق چيدن هفت سين داشتي و سر از پا نميشناختي، از يك هفته قبل عيد شروع كرده بودي بهانه گيري كه وسايل رو بيار تا من هفت سين بچينم، الهي دورت بگردم كه انقدر خانم شدي و من به وجود و بودنت افتخار ميكنم و از بودن لحظه لحظه با تو لذت ميبرم، قشنگم

اينم عكسهاي قشنگت با هفت سينت و تيپ جديدت تو سال 92



[موضوع : ]
[ شنبه 10 / 12 / 1392 ] [ 21:43 ] [ مامان ] [ ]
سوگل و امتحان رياضي

الهي من دورت بگردم كه بزرگ شدي و پشت ميز ميشيني و به سوالات برگه امتحاني كه جلوت هست جواب ميدي و نمره عالي ميگيري، الهي من فدات بشم كه براي خودت خانمي شدي و من و بابايي به وجودت افتخار ميكنيم نازنين فرشته زندگيمونقلب

اينم عكس برگه امتحانيت كه با نمره بسيار عالي سرافرازمون كردي



[موضوع : ]
[ شنبه 10 / 12 / 1392 ] [ 21:42 ] [ مامان ] [ ]
سوگل و امتحان علوم

الهي دورت بگردم كه بعد از اينكه تو امتحان رياضي نمره عالي گرفتي نوبت به امتحان علوم رسيد و توي اون هم سرافرازمون كردي، الهي قربونت برم كه بدون كمك معلمت تونستي 2 صفحه سوال امتحاني رو جواب بدي، قربونت برم، انقدر خوشحال و ذوق زده هستم كه باورت نميشه كه نميدونم چي بگم................قلب



[موضوع : ]
[ يکشنبه 29 / 10 / 1392 ] [ 19:47 ] [ مامان ] [ ]
عكس دسته جمعي كلاس مدرسه

سوگل من رديف دوم از سمت چپ و نفر چهارم هستش، الهي قربونت برم كه هميشه لبخند روي لبت هست



[موضوع : ]
[ يکشنبه 29 / 10 / 1392 ] [ 19:47 ] [ مامان ] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 16 صفحه بعد